از زمانی که «مرگ» سیگنا را ترک کرده، او در اندوهی عمیق فرو رفته است. اما خیلی زود برادر او، «سرنوشت» ،وارد داستان می شود. سرنوشت که از مرگ بخاطر از دست دادن معشوقه اش خشمگین است،برای انتقام،سیگنا را وارد شبکه ای خطرناک از دروغ ها و دسیسه ها می کند.
وقتی عموی سیگنا،الیجاه،به جرمی متهم می شود که مرتکب آن نشده، سیگنا مجبور می شود با مرگ و سرنوشت همکاری کند تا خانواده اش را نجات دهد.در این میان،او باید تصمیم بگیرد احساسات و وفاداری اش واقعا به کجا تعلق دارد.
جلد دوم این مجموعه عاشقانه،با یک مثلث عشقی پرتنش که تا نیمه شب ذهن خواننده را درگیر نگه می دارد.